أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
330
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
در سال 724 سلطان تكرور « 1 » كه نامش موسى بود ، حج به جاى آورد . وى با پانزده هزار نفر از پيروانش به مكه آمد . برخى از تركها با آنان به بهانهجويى و نزاع برخاستند و نزديك بود با كشيدن شمشيرها در مسجد فتنهاى برپا شود كه سلطان تكرور با توصيه به پيروانش به اين كه دست نگاه دارند ، آن را خاموش كرد . « 2 » عطيفه دعاى براى سلطان مملوكى مصر ، الناصر محمد را آغاز كرد . بسا اين اقدام سلطان ابوسعيد مغول را در عراق ناراحت كرده ، تلاش كرد تا با اموال و هدايا عطيفه را بخرد ؛ شاهد آن كه در حوادث سال 720 قافلهء عراق بارهاى شتر فراوانى را از هدايا و تحفهها و اموال به مكه آورد . « 3 » ترديد نداريم كه مقدار زيادى از اين هدايا سهم عطيفه بوده و اين مىتوانسته حكم رشوهاى را در مقابل دعاى براى وى داشته باشد . اما اين كار نتيجهاى در بر نداشت ، زيرا عطيفه حفظ قدرت خود را همراهى با ملك ناصر در مصر مىدانست . عطيفه بعد از آن كه برادر شريكش ابوالغيث و برادر دشمنش حميضه را از دست داد ، تا سال 728 يا همان حوالى ، در موقعيت امارت مكه ماند . در مقابل او ، تنها رميثه مانده بود ؛ كسى كه تركان مملوكى با حمايت از جناح عطيفه ، او را از مكه بيرون رانده بودند . امارت رميثه رميثه به رغم حمايتى كه مماليك مصر از برادرش عطيفه داشتند و مغولان نيز گرفتار جنگهاى داخلى بوده ، توان كمك به او را نداشتند ، همچنان در انديشهء گرفتن انتقام بود . وى ساكت ننشسته با اتكاى به نفس شروع به تحريك قبايل بر ضد برادرش نمود . به
--> ( 1 ) . تكرور شهرى در صحراى جنوب شرقى افريقا است كه در حال حاضر به آن تكارنه گفته مىشود . ( 2 ) . خلاصة الكلام ، ص 30 . ( 3 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 244 .